(تیکه ای از اسمش هم باشه مشکلی نیست)
وضعیت: پایان یافته
آخرین چپتر: 1
نیمه شب است ، آن صداها از کجا می آید!؟
آخرین چپتر: 27
از همون اول بهمراه درد و بدبختی،سرسختانه جنگید و بزرگ شد. شین آ تصمیم گرفت که دیگر کاری به کار مردم نداشته باشد هیچوقتم سراغ چیزی به نام عشق...
آخرین چپتر: 37
عشق می تواند از همه مرزها فراتر رود؟ صلح ۲۰۰ ساله در قبیله جزیره موکرین زمانی شکسته می شود که جنگجویان خون از راه می رسند و خواستار باز کردن...
آخرین چپتر: 90
من وسط یه ناول حرمسرایی پیاده شدم! میخواستم مثل آدم و در سکوت زندگیمو بکنم، اما مای گاد! شرور و نخ سرخ بهم پیچیدند… زندگیم اصلا پیچید!
آخرین چپتر: 155
به جز خاطراتم از زندگی گذشتهم، نسبتا زندگی نرمالی رو گذروندم. ولی یه روز، مادرم که یه فاحشه ست منو پیش پدرم برد.
آخرین چپتر: 42
من به عنوان کوچکترین دختر یک کنتس تناسخ پیدا کردم. به هر حال ، من در حال نوشیدن یک فنجان چای در تلاش بودم که نبرد بین یئو جو و دختر شرور را ...
آخرین چپتر: 115
مارینا، کسی که توی فانتزیای قرون وسطایی خودش شناوره، کنسول واقعیت مجازیای رو توسعه میده که میتونه جهانهای تخیلی رو زنده کنه. زمانی که به...
وضعیت: در حال پخش
آخرین چپتر: 110
در گذشته های دور، با رفتارهام توسط دنیا نفرین شده بودم. طی ۱۰۰۰ سال آینده، زندگی بیپایان داشتم. زندگی واحدی وجود نداره که من تجربه نکرده با...
آخرین چپتر: 99
تو زندگی بدبختانه ام هرگز نمی تونستم رویای عشق رو ببینم. یه شب، خسته از ازدواج ناخوشایندم، تصمیم گرفتم بمیرم. که یه دعوتنامه ویژه برای من...
آخرین چپتر: 40
لینگهو چیانگ یهویی سیستمی به نام “انتقام شرور” به دست آورد و سفرش رو بین کتابهای مختلف آغاز کرد. مأموریتش زنده موندن، دریافت پاداش و بازگشت...
آخرین چپتر: 132
من مجبور شدم با مردی ازدواج کنم که ازم متنفره. اونم به خاطر اینکه مادرم تمام افراد خانواده اش رو کشته. "من میخوام که بعد از ازدواج بهم ق...
آخرین چپتر: 55
گیسئونگ، معلم مدرسه ابتدایی، که همیشه خود واقعیاش را سرکوب کرده، از والدین سختگیرش عذاب میکشد. او برای کمک حقوقی به یک وکیل در نزدیکی مرا...