راهى براى محافظت از تو عزیزم
A Way to Protect the Lovable You
در حال پخش
درام
فانتزی
تاریخی
عاشقانه
تناسخی
من مجبور شدم با مردی ازدواج کنم که ازم متنفره. اونم به خاطر اینکه مادرم تمام افراد خانواده اش رو کشته.
"من میخوام که بعد از ازدواج بهم قول بدی که از من طلاق بگیری..."
"چی؟"
"من میدونم که تو از سر اجبار باهام ازدواج کردی. پس ما نیازی نداریم که یه ازدواج ناخواسته رو قبول کنیم ، مگه نه؟"
"یه ازدواج نا خواسته؟"
اون با بی حوصلگی هی حرفای منو تکرار میکرد.
در حال لود کردن دنبال سیستم...
در حال لود کردن دنبال لایک...
در حال لود شدن آخرین قسمت خوانده شده...
لیست چپترها
💝 چرا حمایت مالی مهمه؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد