(تیکه ای از اسمش هم باشه مشکلی نیست)
وضعیت اثر: در حال پخش
آخرین قسمت: 79
یه کارمند سابق مرکز تلفن یه دفه میبینه رفته توی ناولی که شب قبل میخونده ، جایی که اون تبدیل به "خدمتگزار" قهرمان مرد میشه، ظالمی که هرکسی رو...
آخرین قسمت: 48
داستان درباره مردی به نام "کیم" است که در دوران نوجوانی تمام خانوادهاش را در یک قتلعام وحشتناک از دست میدهد. او که از زندگی عادی ناامید ش...
وضعیت اثر: پایان یافته
آخرین قسمت: 81
برای ازدواج با یه دوک خودتو فدا می کنی؟ کلویی وردیر برای نجات خانوادش، باید برای آلیس یه همسر پیدا کنه. و خودش بزودی قراره با دوک تیس خوش ...
آخرین قسمت: 17
بعد از اینکه بدنم رو با یه الف عوض کردم......
آخرین قسمت: 20
آلیشیا، دختر مارکیز که شانس ازدواجش رو از دست داده، فقط یه راه جلو پاش داره. تبدیل شدن به هفتمین همسر "هیولا" دوک بزرگ! ولی لحظهای که هد...
آخرین قسمت: 29
«یکی پادشاه میشه، یکی دیگه قربانی برای اون پادشاه.» روزی که شاهدخت تاجدار ته چانگرویونگ و ته هووول متولد شدن، از بهشت وحی نازل شد. کی قرار...
آخرین قسمت: 67
آیدول دنیای جادوگر، بزرگ ترین جادوگر کره،ما ماسونگ! یه روز وسط گوانگهوامون،یه زن تو لباس شنا میپره تو ماشین ورزشی اون و فریاد میزنه، "عالیجن...
آخرین قسمت: 116
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان ...
آخرین قسمت: 13
سال ها از زمانی که شیاطین به زمین حمله کردن میگذره؛ با اینکه بیشتر خطرها رفع شده، اما هیولا ها هنوز هم انسان ها رو تهدید میکنند. در بین همه...
آخرین قسمت: 9
نینگ بِی وقتی جوون بود، با خیانت بستگانش روبهرو شد و مجبور شد تنها به مرزای شمالی فرار کنه. اونجا سیزده سال خودش رو مثل یه خدای جنگ شکستنا...
آخرین قسمت: 108
در دنیایی ناشناخته به نام L.A.G، انسانها با بیدار شدن تواناییهای خاص، در برابر هیولاها و مأموریتهای خطرناک در هر طبقه و اتاق قرار میگیرن...
آخرین قسمت: 117
ریون والت که به عنوان وارث یک خاندان اشرافیِ سطح پایین زاده شده بود، بار گناه به پا کردن یک شورش علیه امپراتوری رو به دوش میکشه. برای بخشیده...
آخرین قسمت: 49
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه ...
آخرین قسمت: 77
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم...
آخرین قسمت: 120
آریا به دوک بزرگ ولنتاین که روح خود را به شیطان فروخته بود، برای محافظت از خودش پیشنهاد ازدواج داد!!!...
آخرین قسمت: 34
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من ک...
آخرین قسمت: 104
وقتی ایلیان چهل ساله چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید یک دست کوچک بود. مزدور پیری که بعد از مرگ 10 سال به گذشته برگشت ولی به یک بچه دواز...
آخرین قسمت: 150
جیون ۲۵ ساله تحت استرس و فشاره، بیشتر وقتش رو صرف کار کردن میکنه و بشدت بی پوله و تنها هدفش گرفتن آپارتمان مناسبی برای زندگیه. وقتی سرکار مو...