(تیکه ای از اسمش هم باشه مشکلی نیست)
وضعیت: در حال پخش
آخرین چپتر: 73
از آن روز بارانی سرنوشتساز که توسط دوک زیبای کیلیان دوونشایر نجات یافت، روونا به عنوان معشوقه او زندگی میکرد. اگرچه او معتقد است که کیلیان...
وضعیت: پایان یافته
آخرین چپتر: 115
من همون دخترِ منفیِ داستانم که قرار بود آخرش به دست قهرمان مرد کشته بشم، ولی خب میدونستم این یه کلیشه تکراریه! با خودم میگفتم باشه، مردنِ ...
آخرین چپتر: 22
او شاهدخت هینائل از پادشاهی سالر بود. در زمان بارداری توسط شوهرش به قتل رسید. درست زمانی که فکر میکرد زندگیش به پایان رسیده...چشمانش رو باز...
آخرین چپتر: 120
وقتی دانش آموز دبیرستانی بودم، آنقدر مجذوب رمان بودم که نوشتن را متوقف کردم. و حالا من به جای شخصیت اصلی، بدن یک شخصیت فرعی را دارم. یک د...
ناهو، دختری دبیرستانی، یک روز نامهای از خودش در ده سال آینده دریافت میکند. نامه حاوی جزئیات دقیقی از اتفاقات روزمره است، از جمله ورود کاکر...
آخرین چپتر: 158
بعد از سقوط امپراطوری الپاسا در برابر شمشیر بزرگ ترین قهرمان امپراطوری، شاهزاده بیتریس برای این که زنده بماند تبدیل به یک برده شد. اما چیزی ...
آخرین چپتر: 114
من متهم به اقدام برای کشتن خواهر کوچیکم بودم ولی هیچ کس به من اعتقاد نداشت، حتی خانواده خودم... اما خواهر کوچیکترم یه شیطان بود که با دیدن ...
آخرین چپتر: 84
اَنِت رُزِنبِرگ، از نوادگان خاندان سلطنتی پادانیا و تنها دختر یک فرمانده نظامی. بعد از دو سال آشنایی با یکی از افراد وفادار پدرش، هِینِر وال...
آخرین چپتر: 77
وقتی چشمام رو باز کردم، شریل شدم، مادر قهرمان مرد رمان، شخصیتی بدون احساس یا اشک. در رمان اصلی، کاردیسل، نقش اول مرد، به بیرحمی معروف بود...
آخرین چپتر: 93
آشا پرواز که تو سن جوونی جنگ رو به پیروزی رسوند و به دلیل جنگ طولانی مدت و خسارت به بار اومده نزد خانواده امپراطوری رفت تا پاداش پیروزیش رو ...
آخرین چپتر: 76
اریستین قراره که بخاطر کشورش ازدواج کنه... ولی نه ی ازدواج معمولی!! ی ازدواجی که باید بخاطر کشورش خودشو فدا کنه؟! ولی کو از این خبرا؟! اون آ...
آخرین چپتر: 116
ادل پس از ورود به کاخ اهموند در روز عروسی توسط صیغه "محبوب" امپراتور کارل مورد استقبال قرار گرفت. صیغه گفت «میخوام بهتون در مورد علایق اعلی...