(تیکه ای از اسمش هم باشه مشکلی نیست)
وضعیت: در حال پخش
آخرین چپتر: 27
یه لین یک دفعه توی دنیایی پر از شیطان و هیولا منتقل میشه. روزه تغییر سطحش شد یه "جادوگر ممنوعه درجه SSS"—همون لحظه، همه شروع کردن به مسخ...
آخرین چپتر: 78
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و ب...
آخرین چپتر: 40
داستان حول شخصیتی میچرخه که درگیر دنیایی تاریک و پر از راز میشه؛ جایی که کلاغها نماد چیزی فراتر از پرندههای معمولی هستن و ارتباط مستقیمی ...
آخرین چپتر: 74
همه چی با احضار شدن شروع میشه و با گرفتن قدرت بقیه صاحاب دنیاها میشن ولی من باید کثیف کاری های امپراطوری رو انجام بدم و تمام مقام و اعتبار ا...
آخرین چپتر: 34
اَستر، یک حل کننده از خاندان جادوی دکلن است، که قبلا بی خانمان بود. او برای رسیدن به آزادی از خاندان دکلن فرار میکنه، اما در نهایت گیر میفته...
وضعیت: پایان یافته
آخرین چپتر: 55
قهرمان داستان تبدیل به شخصیت داود کمبل توی "ظهور ناجی" شد، بازی ای که از اون لذت میبرد و توی اون یه کهنه کار شده بود. اون وارد بدن یه اشراف ...
آخرین چپتر: 153
یئون جئوک-ها بچه همسر دوم بود و بطرز وحشیانه ای توسط همسر اول پدرش و خواهر برادرهاش اذیت میشد، بعد از مرگ پدرش به خاطر مریضی تو یه انباری حب...
آخرین چپتر: 64
شری ازریل، داروساز روستای دوور یک زندگی عادی داره. یه دفعه یه روز، متوجه میشه که دو ساله تو یه بازی ویدیویی NPC (کاراکتر غیرقابل بازی) هست! ...
آخرین چپتر: 129
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده...
آخرین چپتر: 101
رونان، کسی که زندگیش رو بطالت گذرونده و کلی پیشمونی داره، وقتی داره به انتهای زندگی بیهودش نزدیک میشه یه فرصت دوم گیرش میاد. اون به دوران بچ...
آخرین چپتر: 54
من ارباب شیاطین شدم، همون غول مرحله آخر تو یه بازی، اما... اگه به دنیای انسانها حمله کنم؟ توسط قهرمان با سطح نهایی که خودم ساختمش کشته می...
آخرین چپتر: 132
من مجبور شدم با مردی ازدواج کنم که ازم متنفره. اونم به خاطر اینکه مادرم تمام افراد خانواده اش رو کشته. "من میخوام که بعد از ازدواج بهم ق...