(تیکه ای از اسمش هم باشه مشکلی نیست)
وضعیت: در حال پخش
آخرین چپتر: 95
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش...
وضعیت: پایان یافته
آخرین چپتر: 80
مایکلِ ظالم، فقط لتیسیا را داشت که او را درک می کرد. لتیسیا از ده سال پیش به عنوان مترجم او کار می کرد، چون تنها کسی بود که سخنان امپراطور ...
آخرین چپتر: 127
تناسخ باعث شد که اون روزها به عنوان یه جراح پلاستیک و شبها به عنوان یه شیطان زندگی کنه. اون قدرت جادوییای داره که هر کسی رو فقط با چشماش ا...
آخرین چپتر: —
در جهانی که شیطانها و فرشتگان در جنگی قدیمی حضور دارند، آنها خسته از نبرد تصمیم میگیرن برای حفظ صلح، زوجی از هر دو نژاد رو اجباراً ازدواج...
آخرین چپتر: 177
من ، امپراتریس مارتینا ، به عنوان اخرین جادوگر بازمانده از قوم لتا انتقاممو از امپراطوری بلانش گرفتم و امپراطوری خودمو تاسیس کردم. 100 سال ...
آخرین چپتر: 97
پارک هان جون، که زمانی افسانه نامیده می شد، ناامید شده بود، چون چیزی برای از دست دادن نداشت، مقدار زیادی پول بهش میدن. چشم در برابر چشم! من...
آخرین چپتر: 75
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومد...
آخرین چپتر: 94
تنها شاهزاده خانم امپراطوری الیاس، رجینا بی الفار در شورش نامزدش، دوک سولوی، با اینکه تا لحظه مرگ با شمشیرش ایستادگی کرد، همه ی مردم و امپرا...
وضعیت: منتشر نشده
هانگ شین وانگ یه آدم معمولی بود که داشت مثل یه برده توی شرکت جون میکند که یهو یه سیستم عجیب و غریب پیدا میکنه و میگه هرچی بیشتر خرج کنی، ب...
آخرین چپتر: 114
والیا در خانواده ای به عنوان تنها دختر یک شوالیه اشراف زاده پست به دنیا آمد و زندگی غم انگیزی داشت. سپس، فرصت زندگی دوم برای او پیش آمد. "ی...
آخرین چپتر: 108
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم تو...
آخرین چپتر: 51
دوک بزرگ الیون کلوانته کسی بود که بخاطر از دست دادن بیناییش از مقام بزرگترین شوالیه ی امپراطوری سقوط کرد، لورنا کسی که زندگیه دوک رو تقریبا ...