داستان درباره شاهدختی به نام یونا است که در تولد شانزده سالگیاش شاهد کشته شدن پدرش توسط معشوقهاش سو-وون برای رسدین به تاج و تخت پادشاهی میگردد و زندگیاش دگرگون میشود. حالا یونا با قلبی شکسته از خیانت معشوقهاش همراه خدمتکار با وفایش هاک قصر پادشاهیاش را به مقصد زادگاه هاک ترک میکند. اما یونا تصمیم میگیرد برای کمک به مردم شهرش و گرفتن انتقام پدر، شمشیر و کمان به دست گیرد و برای بازپس گرفتن پادشاهی راهی پایتخت گردد…
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد