پادشاه شیاطین، ارتش خود را به قصد نابودی تژاد انسان، به راه انداخت. قهرمانان، کایل و هم پیمانانش، با قصد به هلاکت رساندن پادشاه شیاطین به قلعه او ره سپار میشوند و موفق میگردند او را شکست دهند، اما به چه قیمت؟ کایل تمام هم پیمانانش را در این رزم از دست داد. دوستانش، خانواده اش، معشوقش و تمام یارانش. همه مرده اند و او نیز در حال احتضار است. در میان وادی مرگ و زندگی، در حجره پادشاه شیاطین، او الماسی نورانی را میبیند و در پی لمس آن الماس، و بعد از نوری عظیم، او، به گذشته بسیار دور، قبل از وقوع تمام این فجایا برمیگردد و تصمیم میگیرد، دوباره شروعی جدید را آغاز و از اتفاق افتادن تمام اشتباهات گذشته، جلوگیری کند.
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد