پائولیانا توسط سرباز ملت دشمن، آکریا اسیر شده. اون به شدت سعی داشته که بین مردا جون سالم به در ببره ولی بیهوده بود.پادشاه جوان آکریا، لوسیوس، مقاومت های اون رو می بینه و یه پیشنهاد فرای انتظار بهش میده. آرزوی اون اینه که به جنگ ادامه بده و اولین پادشاهی باشه که قاره جنوبی و دریاش رو فتح میکنه پائولیانا قسم میخوره تا آخر عمر وفادار شاه باشه به خاطر قدردانیش. هرچند، درآخر، لوسیوس فقط یه امپراطور داخل میدان جنگه که عشقش برای پائولیانا تازه بیدار شده!
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد