ولاد یه پسر ولگرد توی یه محله زاغه نشین بود که همیشه شوالیه ها رو تحسین میکرد. بعد یه اتفاق که یه رعد سیاه بهش خورد، شروع به شنیدن صداهایی تو سرش کرد،
تو همون زمان شوالیه مهتاب ظاهر شد.
و زندگی پسر زاغه نشین و تغییر داد .....
حتی ستارهای که تو بالا ترین نقطه آسمون شب نمیدرخشه، اگه هنوز میل به درخشیدن داشته باشه، یه ستاره محسوب میشه.
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد