ایانا و آرهاد اشتراکات زیادی داشتند. هر دو فقط به خودشان اهمیت میدادند و دیوانهوار شیفتهی یکدیگر بودند. تفاوت این بود که یکی گرمای دیگری را میخواست و دیگری تسلیم شدن را. اگرچه زندگی ایانا در نبردی داغ علیه آرهاد، امپراتور پادشاهی، به پایان رسید، اما به دلایل نامعلومی در همان زندگی دوباره تناسخ مییابد. دو نفری که در زندگی قبلی خود با بدبختی روبرو بودند، اکنون فرصتی برای دیدار دوباره دارند. آیا همان تراژدی تکرار خواهد شد یا ایانا میتواند مسیر ... را تغییر دهد؟…
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد