یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد