بعد از شکست خوردن در جنگ از ارتش امپراتوری، مردم کشور گرینلند، در ناامیدی و نگرانی از این بودند که آینده چه چیزی برایشان رقم می زند. آنها مزدورانی را استخدام کرده بودند که در جنگ به کشور کمک کنند و اکنون که در حال جمع کردن قطعات شکسته ی رویاهاشان بودند، مزدوران برای گرفتن پاداش شان آمده اند. پادشاه مدتی قبل تر از دنیا رفته و وارث تاج و تخت برای بر تخت نشستن هنوز خیلی کوچک بود. بعد از شنیدن اخبار درباره مرگ پادشاه، مزدوران تصمیم گرفتند که سلطنت را بدست بگیرند و به جای پادشاه حکومت کنند. ولی بر سر راه شان مانعی وجود دارد… پیشگو!
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد