بلا دختری که روزی به خوشبختی اعتقاد داشت، به خاطر جنگ برده شد و در زندگی زخم های زیادی خورد که اعتمادش رو به تمام رویاهاش نابود کرد اعتماد به پسری که در خیالش حامی او بود…. کریس پسری که روزی بلا را نجات داد حالا او را فراموش کرده و نمیداند چه صدماتی به این دختر زده، آیا او دوباره به عشق ایمان می آورد، زمانی که همه چیز آسیب دیده و زندگی از همیشه سخت تر است؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد