چارلی شخصیت اصلی داستان دوسال پیش از خانه فرار کرده , الان به دنبال راهی برای برگشت به خانه است. وقتی که میبینه نمیتونه برگرده سعی میکنه با زندگی که داره بسازه اما اتفاقی متوجه میشه که سربار دوستاشه و تازه هنوز بهشون نگفته که از کار هم اخراج شده.بعد از اینکه اون از یک نفر وسط خیابان بهش شغل پیشنهاد شد دلش میخواست که رد کنه اما به نظر دیگه نمیتونه. ولی اون شغل چیه؟…
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد