گفتم میخوام زنده بمونم… ولی چرا تو این وضع؟! باورم نمیشه تبدیل شدم به یه اسکلت کچل که حتی نمیتونه برینه. پادشاه اسکلت، شرورترین پادشاه شیطانی که خدایان ازش متنفرن. خدایان با یه قرارداد که قول دادن دوباره انسانم کنن گولم زدن و مهر و مومم کردن. ولی وقتی بیدار شدم، چیزی که شنیدم: “قدیس، بیدار شدی؟” این گرما و این نرمی… یه بدن انسان؟ اونم یه قدیس؟ “قدیس، این اسباب بازی پادشاه اسکلت لعنتیه. میخوای نابودش کنی؟” “خدایان بزرگ تو مهر و موم اشتباه کردن و مستقیم فرستادنش به عضوی از خاندان خودشون” خدایان حرومی، کاری میکنم همتون مدفوع بخورین.
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد