فکر کردم وقتش رسیده
I Thought It Was The Deadline
در حال پخش
درام
رازآلود
تاریخی
فانتزی
ترسناک
بانو لاریت مبتلا به یه بیماری شده که فقط سه ماه تا زمان مرگش مونده "از اونجایی که قراره بمیرم می خوام توی این فرصت باقی مونده ، کلی دیوونه بازی در بیارم ."اول از همه با پیچوندن نامزد سابقش شروع کرد تا با یه نفر که به دوک هیولا معروفه توی رابطه بره ، زمانی به خودش اومد که دیگه دیر شده بود.از شانش روزگار ظاهراً تشخیص دکتر اشتباه از آب دراومد و دیگه قرار نیس مرگ به سراغش بیاد.دوک کندل لبخند روشنی میزنه: "اگه بخوای ازم فرار کنی عواقب بدی در انتظارته عزیزم."
در حال لود کردن دنبال سیستم...
در حال لود کردن دنبال لایک...
در حال لود شدن آخرین قسمت خوانده شده...
لیست چپترها
💝 چرا حمایت مالی مهمه؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد