من به عنوان یه شخصیت فرعیِ یک رمان تناسخ پیدا کردم. و علاوه بر اون، من نقش «پل زاغی» رو داخل داستان عاشقانه داشتم. عشق برای من غیرممکن بود و آینده من با خانوادهی غرق در بدهیم تیره به نظر میرسید. بعد از اینکه کارمند دولتی شدم، سعی کردم از ثروت و شرافتی که در زندگی گذشتم نمی تونستم داشته باشم، لذت ببرم، اما…برخلاف نسخه های اصلی، شخصیت های مرد یه جورایی عجیب به نظر میرسن؟! چرا همتون به شخصیت زن علاقمند نمیشید؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد