از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد