کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد