پارم جادوگر و خدمتکار مخصوص بانو آرزیتا، یک روز مجبور میشه که خودش رو جای اربابش جا بزنه و به دیدن شاهزاده لیوانتو، یعنی نامزد بانو آرزیتا بره. ولی مشکل از جایی شروع شد که اون ملاقات به همون یک روز ختم نشد و چندین بار بعد از اون روز با شاهزاده لیوانتو برخورد کرد. اما برخلاف تصورش، شاهزاده لیوانتو اونقدرام فرد خودخواهی نبود و بلکه یکجورایی هم جذاب به نظر میرسید. ” ولی اعلیحضرت، شما چندتا اسم دارید؟ ریجیری، آنجیلو، الیو…” آیا شاهزاده لیوانتو همون کسی بود که ادعاشو میکرد؟ یا اون هم مثل پارم یه خدمتکار ساده بود که خودشو جای شاهزاده لیوانتو جا زده؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد