«لوستیکا زناس» که قرنها به عنوان یک شوالیه نابغه امپراتوری کالتا مورد ستایش قرار میگرفت، کسی که با «سد» و جنگهای بیپایان مبارزه میکرد، شاهد ناپدید شدن تمام قدرتش در یک شب بود، گویی دروغی بیش نبود.
پس از چهار سال انزوا، مردی مرموز به نام «هایدن» در مقابل او ظاهر میشود و او شبی شیرین را با او میگذراند، اما هویت واقعی او ناشناخته باقی میماند. به نظر میرسد هایدن گذشته لوستیکا را به یاد میآورد.
در همین حال، امپراتور کالتا او را که اکنون مانند یک فقیر زندگی میکند، احضار میکند و او را به عنوان یک دیپلمات به دشمن دیرینه، امپراتوری پرستا، در آن سوی سد در حال فروپاشی اعزام میکند.
آیا لوستیکا، شوالیه سابق، که تمام قدرت خود را از دست داده است، میتواند گذشته خود را بازیابد؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد