هاملِ جنگجو همراه با یارانش برای شکست پادشاهان شیاطین عازم ماجراجویی میشه، ولی قبل از نبر آخر با پادشاه شیاطین جونش رو از دست میده.... "واااااه." "یهو چه اتفاقی افتاد!" اون در بدن یکی از نوادگان جنگجوی همرزمش با نام وِرموس تناسخ پیدا کرده بود. هامل ـــ نه یوجین شیردل یکی از کسانی بود که خون ورموس بزرگ در رگهایش جاری بود. ’ بدن قبلیم تا اون حدی استعداد داشت که گاهی اوقات به جای یه نابغه اشتباه بگیرنش ولی بدن فعلی....اصلاً باهاش قابل قیاس نیست. ‘ با بدنی که از همون ابتدا خصوصیات زیادی داشت، تونست رشد خیلی سریعی رو داشته باشه، بطوریکه از تمام دست آوردهای زندگی قبلیش پیشی گرفت. همراه با دلایل نامعلموم تناسخش، حقیقت تلخ همزیسیتی با شیاطین رو هم باید تحمل میکرد. با دنیایی مواجه شده بود که تمام اعتقاداتش رو زیر سوال برده بود. با یوجین همراه باشید که چگونه با بدن شگفت انگیزی که در این زندگی به او اهدا شده، قدم در راه ناتمام زندگی قبلیش میذاره...
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد