گریه کن یا بهتره التماس کنی
Cry or Better Yet Beg
در حال پخش
عاشقانه
درام
تاریخی
فانتزی
یه روز مادرش بهش گفت من میرم و تا وقتی این آبنباتهارو بخوری برمیگردم، و دیگه برنگشت، پدرش دستی روی سرش کشید و گفت خیلی وقته با هم شام نخوردیم بیا امشب با هم شام بخوریم، شب جنازهش رو پیدا کردن.
لایلا لولین که بی سرپرست شده بود رفت به عمارت دوک هرهارت پیش عمو بیل. ولی دوکی که همه میگن خیلی مهربون و متشخصه چرا اینجوری رفتار میکنه؟
«چرا اینکارا رو میکنم؟ خب سادهس، چون تو زیبا اشک میریزی.»
و از اون روز لایلا بارها و بارها اشک ریخت... آیا روزی پایانی برای رفتارهای دوک و اشکهای لایلا هست؟
در حال لود کردن دنبال سیستم...
در حال لود کردن دنبال لایک...
در حال لود شدن آخرین قسمت خوانده شده...
لیست چپترها
💝 چرا حمایت مالی مهمه؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد