در دوره ی جنگ و آشوب، یک دوران متروک، فرزندانی دوقولو از یک امپراطوری بدنیا آمدند. اما افسانه ای تعیین میکرد فرزند امپراطوری یک شیطان (اهریمن) به دنیا می آید! اما دوقولوها؟ کدام شیطان (اهریمن) است و کدام به عنوان امپراطور حکمرانی میکند؟ چونچو داستان مرد جوانیست که توسط مادرش نجات یافته، توسط مردمش تبعید، توسط برادرش شکار شده و توسط شیاطین درونش زجر میکشد. زندگی و مبارزه با یک جنگجو از قبایل فرومایه، کسی که هرگز نمیتوان به آن اعتماد کرد. چونچو یک زندگی پر از خون و خشونت دارد. هر روز ستیز برای بقا. اما چیز مرموزی در ظاهر سردش پنهان شده. چیزی که با لمس شدن توسط یک زن میتواند بیدار شود…
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد