پسر چشم سرخ، اسرار آمیز و به ظاهر عادی ناگهان با فرشته ای روبرو می شه که چشمانی به رنگ و قشنگی آسمان آبی داره.
اگرچه هر دو از نظرشون طرف مقابلشون آشنا به نظر میاد و انگار هم روداز قبل میشناسن، اما نمی تونن خاطرات خودشون رو که در افق دور خوابیده و پنهان شده، پیدا کنن!!
یعنی این عاشقان که یک بار دیگر به عنوان دشمن روبروی هم قرار میگیرن، قرار چه مسیری رو طی کنند؟!
این آغاز یک سفر خارق العاده پر از سحر و جادو و جدال، برای رد شدن از اسمان هاست!
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد