چشمامو که باز کردم، دیدم تو یه جعبه دارم مثل یه حیوون به حراجی بَرده ها برده میشم تا منو بفروشن!! وقتی نقش اصلی مرد دخالت کرد و نجاتم داد، همه چی داشت خوب پیش میرفت اما یهو ازم خواست باهاش ازدواج کنم.
_" زنم شو و بدترین رفتارت رو به این امپراطوری نشون بده، انقدر بدجنس باش که وقتی تو رو دیدن، هیچ کس جرأت نزدیک شدن بهم نداشته باشه."
_" چه فایده ای واسه من داره؟"
_" بهت ۱۰ میلیارد میدم."
_وات د ف#*ک ...
به روی چشم مشتری عزیز، هر چی توی چَنته دارم رو میکنم تا نقش یه دیوونه ی عوضی رو بازی کنم که طرفدارات رو فراری بدم و بتونی راحت زندگی کنی.
با این حال،
" حالا دیگه نمیتونم زندگیم رو بدون تو تصور کنم."
گمونم نتونستم حواسمو جمع کنم و به جاش اونو مال خودم کردم.
اگه نقش شرور رو با تمام وجودم بازی کنم، میتونم به پول و قدرت و حتی عشق برسم؟
✨ با حمایت مالی شما، این مانهوا در اولویت تیم ترجمه قرار میگیرد
⚡ هرچه حمایتها بیشتر باشد، سرعت ترجمه و آپدیت افزایش مییابد